عکاسی؛ از ثبت تصویر تا ساختن مقصد گردشگری

 مهران حسنی پژوهشگر و تحلیلگر سیاست‌های توسعه گردشگری عضو انجمن متخصصان گردشگری ایران در یادداشتی نوشت: ۲۸ مردادماه، روز جهانی عکاسی، تنها مناسبتی برای پاسداشت یک هنر و تقدیر از عکاسان نیست؛ فرصتی است برای بازاندیشی درباره قدرت تصویری هنری که در جهان امروز، گاه پیش از آنکه مخاطب مقصدی را بشناسد، آن را در ذهن او می‌سازد.

ما در عصری زندگی می‌کنیم که بسیاری از تصمیم‌های انسان، پیش از تجربه واقعی، در جهان تصویر شکل می‌گیرد. انسان امروز ممکن است پیش از آنکه به شهری سفر کند، بنایی تاریخی را ببیند؛ پیش از ورود به یک روستا، چشم‌انداز آن را در قاب دوربین تجربه کند؛ پیش از خرید یک صنایع‌دستی، ظرافت آن را در یک تصویر ببیند و پیش از انتخاب مقصد، تصویری از «احساس سفر» را در ذهن خود بسازد.

از همین‌جاست که باید به یک واقعیت مهم توجه کرد: عکاسی دیگر صرفاً ثبت واقعیت نیست؛ بخشی از فرآیند ساختن واقعیت ذهنی ما از یک مقصد است.

یک عکس خوب می‌تواند یک مکان ناشناخته را به مقصدی خواستنی تبدیل کند، یک آیین فراموش‌شده را دوباره در معرض دید قرار دهد، ارزش یک اثر تاریخی را به مخاطب بشناساند و حتی برای یک روستا، شهر یا منطقه، هویت گردشگری تازه‌ای خلق کند. از این منظر، عکاسی را باید یکی از عناصر مؤثر در زنجیره ارزش گردشگری دانست؛ زنجیره‌ای که از «دیده‌شدن» آغاز می‌شود و می‌تواند به «شناخته‌شدن»، «انتخاب‌شدن» و سرانجام «سفرکردن» منتهی شود.

عکس؛ نقطه آغاز بسیاری از سفرها

گردشگری با حرکت آغاز می‌شود، اما پیش از حرکت، معمولاً یک تصویر در ذهن شکل گرفته است.

مسافر ابتدا مقصد را تصور می‌کند، سپس درباره آن جست‌وجو می‌کند، آن را مقایسه می‌کند و در نهایت تصمیم می‌گیرد. در این مسیر، تصویر یکی از نخستین و اثرگذارترین نقاط تماس مخاطب با مقصد است.

به همین دلیل، امروز رقابت میان مقاصد گردشگری تنها بر سر داشتن جاذبه نیست؛ بر سر توانایی روایت و عرضه آن جاذبه نیز هست.

چه بسیار مکان‌هایی که از ظرفیت‌های طبیعی، تاریخی و فرهنگی ارزشمندی برخوردارند، اما به دلیل ضعف در روایت تصویری، در ذهن گردشگران ناشناخته باقی مانده‌اند؛ و در مقابل، چه بسیار مقصدهایی که با استفاده هوشمندانه از تصویر، توانسته‌اند جایگاه خود را در بازار گردشگری ارتقا دهند.

بنابراین اگر قرار است مقصدهای جدید گردشگری در کشور شکل بگیرند، باید در کنار زیرساخت، سرمایه‌گذاری، دسترسی و خدمات، برای «تصویر مقصد» نیز برنامه داشت.

عکاس؛ فراتر از یک ثبت‌کننده تصویر

در این میان، نقش عکاس بسیار فراتر از فشردن دکمه شاتر است.

عکاس حرفه‌ای، انتخاب‌گر، مشاهده‌گر و روایتگر است. او از میان هزاران صحنه، یک لحظه را انتخاب می‌کند و به آن معنا می‌دهد. گاهی یک نگاه، یک حرکت، یک دست، یک پنجره، یک بافت معماری، یک لباس محلی یا یک چهره انسانی می‌تواند بیش از ده‌ها تصویر رسمی درباره یک مقصد سخن بگوید.

آنچه ارزش یک عکس را تعیین می‌کند فقط دوربین، لنز، وضوح یا فناوری نیست؛ نگاه پشت دوربین است.

ذوق، خلاقیت، دانش، تجربه، شناخت فرهنگ و قدرت کشف سوژه است که یک تصویر معمولی را به یک اثر ماندگار تبدیل می‌کند. عکاس واقعی، زیبایی‌هایی را می‌بیند که شاید برای چشم عادت‌کرده پنهان مانده باشند.

از این منظر، عکاسان را باید بخشی از جامعه خلاق کشور و سرمایه انسانی حوزه فرهنگ و هنر دانست؛ هنرمندانی که می‌توانند میان هنر، فرهنگ، گردشگری، اقتصاد و هویت پیوند ایجاد کنند.

میراث‌فرهنگی؛ چیزی که باید دیده شود تا فراموش نشود

در حوزه میراث‌فرهنگی، اهمیت عکاسی حتی عمیق‌تر است.

میراث فقط بناهای تاریخی نیست؛ آیین‌ها، زبان‌ها، پوشش‌ها، موسیقی، مهارت‌های سنتی، شیوه‌های زندگی، مراسم، غذاها و خاطرات جمعی نیز بخشی از میراث یک جامعه‌اند.

بخشی از این میراث در معرض فراموشی، تغییر یا نابودی قرار دارد. عکاسی می‌تواند پیش از آنکه این عناصر از زندگی روزمره حذف شوند، آنها را ثبت و به حافظه تصویری جامعه منتقل کند.

بنابراین عکاسی در حوزه میراث‌فرهنگی دو نقش هم‌زمان دارد: مستندسازی گذشته و روایت آن برای آینده.

تصویر یک بنای تاریخی، زمانی ارزشمندتر می‌شود که صرفاً زیبایی آن را نشان ندهد، بلکه داستان، هویت و نسبت آن را با مردم و سرزمین روایت کند.

صنایع‌دستی؛ وقتی تصویر، ارزش یک اثر را آشکار می‌کند

در صنایع دستی نیز عکاسی می‌تواند بخشی از فرآیند توسعه بازار باشد.

یک اثر دست‌ساز پیش از آنکه کالا باشد، حاصل دانش، مهارت، خلاقیت و هویت یک جامعه است. اما اگر این ارزش‌ها به‌درستی روایت نشوند، ممکن است در رقابت با کالاهای صنعتی و انبوه، دیده نشوند.

تصویر حرفه‌ای می‌تواند ظرافت یک اثر را آشکار کند؛ اما تصویر هوشمندانه‌تر، داستان پشت آن اثر را نیز روایت می‌کند: دست هنرمند، مواد اولیه، شیوه تولید، خاستگاه، فرهنگ و انسان‌هایی که این هنر را نسل به نسل منتقل کرده‌اند.

از این منظر، عکاسی می‌تواند به افزایش ارزش ادراکی صنایع‌دستی و تقویت برند هنرمند و مقصد کمک کند.

ایران؛ سرزمینی که هنوز بسیاری از قاب‌هایش دیده نشده است

ایران از معدود سرزمین‌هایی است که تقریباً در هر نقطه آن می‌توان سوژه‌ای برای یک روایت تصویری پیدا کرد؛ از کوه و جنگل و دریا تا کویر و روستا، از معماری و تاریخ تا آیین و خوراک، از صنایع‌دستی تا زندگی روزمره مردم.

اما مسئله فقط داشتن این ظرفیت‌ها نیست؛ مسئله این است که آیا توانسته‌ایم آنها را درست ببینیم و درست روایت کنیم؟

شاید بخشی از مقصدهای جدید گردشگری کشور، نه در کشف جاذبه‌های تازه، بلکه در کشف دوباره جاذبه‌هایی باشد که سال‌ها در کنار ما بوده‌اند اما کمتر دیده شده‌اند.

اینجاست که عکاس می‌تواند نقش یک «کاشف فرهنگی» را ایفا کند.

او می‌تواند مقصدی را که در نگاه عمومی عادی به نظر می‌رسد، از زاویه‌ای تازه معرفی کند و به مخاطب بگوید: «این مکان را ندیده‌ای؛ آن‌گونه که من دیده‌ام.»

از عکس تبلیغاتی تا «روایت تصویری مقصد»

یکی از ضرورت‌های امروز گردشگری ایران، عبور از نگاه سنتی به عکس به‌عنوان ابزار صرفاً تبلیغاتی است.

عکس گردشگری نباید فقط زیبا باشد؛ باید معنا داشته باشد، هویت داشته باشد و مخاطب را به تجربه دعوت کند.

به همین دلیل، می‌توان برای هر مقصد گردشگری یک «روایت تصویری» طراحی کرد؛ روایتی که مجموعه‌ای از طبیعت، مردم، میراث، غذا، صنایع‌دستی، زندگی روزمره و تجربه گردشگر را در کنار هم قرار دهد.

در چنین رویکردی، عکاس صرفاً برای تولید چند تصویر تبلیغاتی دعوت نمی‌شود؛ بلکه در فرآیند شناخت و روایت مقصد مشارکت می‌کند.

این نگاه می‌تواند به ایجاد آرشیوهای حرفه‌ای تصویری، پروژه‌های مستندنگاری، بانک ملی و استانی تصاویر گردشگری، حمایت از عکاسان بومی، جشنواره‌های تخصصی، نمایشگاه‌های موضوعی و تولید محتوای بین‌المللی برای معرفی ایران منجر شود.

سیاست‌گذاران نیز باید «قدرت تصویر» را جدی بگیرند

اگر گردشگری را یک صنعت تجربه‌محور می‌دانیم، نباید نقش تصویر را در شکل‌گیری این تجربه نادیده بگیریم.

هر استان می‌تواند یک اطلس تصویری گردشگری داشته باشد؛ مجموعه‌ای که نه فقط جاذبه‌های مشهور، بلکه ظرفیت‌های کمترشناخته‌شده، میراث ناملموس، هنرمندان، آیین‌ها، روستاها، خوراک، طبیعت و سبک زندگی مردم را ثبت و روایت کند.

در این مسیر، حمایت از عکاسان بومی اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا آنان اغلب بیش از عکاسان بیرونی با جغرافیا، فرهنگ، مردم و لایه‌های پنهان مقصد آشنا هستند.

و سخن آخر...

روز جهانی عکاسی، روز پاسداشت «دیدن» است؛ دیدنی متفاوت، عمیق و مسئولانه.

عکاس خوب فقط زیبایی را ثبت نمی‌کند؛ ارزش را کشف می‌کند.

فقط لحظه را نگه نمی‌دارد؛ حافظه می‌سازد.

فقط مقصد را نشان نمی‌دهد؛ برای آن هویت و روایت ایجاد می‌کند.

و گاهی فقط با یک قاب، می‌تواند مخاطبی را که هرگز به فکر سفر به یک منطقه نبوده است، با خود همراه کند.

از این منظر، هر عکس موفق گردشگری می‌تواند یک «دعوت‌نامه سفر» باشد؛ هر عکس میراثی می‌تواند یک «سند برای آینده» و هر عکس صنایع دستی می‌تواند «پل ارتباطی میان هنرمند و بازار» باشد.

ایران برای توسعه گردشگری، بیش از هر چیز به دیده‌شدنِ درست نیاز دارد؛ نه دیده‌شدنِ بیشتر و تکراری.

و اینجاست که نقش عکاسان برجسته می‌شود: آنها کسانی هستند که به ما یادآوری می‌کنند در سرزمینی زندگی می‌کنیم که هنوز هزاران منظره، روایت، انسان، آیین و میراثِ دیده‌نشده برای کشف‌شدن دارد.

۲۸ مرداد، روز جهانی عکاسی، بهانه‌ای است برای قدردانی از هنرمندانی که با نور و نگاه، بخشی از ایران را برای امروز و فردا ثبت می‌کنند؛ هنرمندانی که گاهی یک قاب آنان، می‌تواند آغاز یک سفر، احیای یک هویت، معرفی یک هنرمند و حتی تولد یک مقصد گردشگری باشد.

عکس، فقط آنچه را دیده‌ایم ثبت نمی‌کند؛ گاهی چیزی را به ما نشان می‌دهد که باید ببینیم.

انتهای پیام/

کد خبر 1405052702146
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha